شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
389
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
( * 58 ) - اقتراح : چيزى از كسى به تحكم خواستن . ( * 59 ) - كالبحر الطّامى و الغيث الهامى : مانند درياى موج زننده و باران نرم بارنده . ( * 60 ) - هو البدر لكنّه . . . : او ماه كامل است اما از آن درخشندهتر ، شير است اما از شير شجاعتر . ( * 61 ) - امحاض بندگى : بندگى خالص كردن . ( * 62 ) - اذا برم المولى . . . : هنگامى سرورى بر خدمتگزارى بندهاش آزرده شود ( به ستوه آيد ) براى او گناهى مىجويد ؛ هرچند كه او را گناهى نباشد . ( * 1 / 62 ) - استفت قلبك : از دلت فتوا بجوى . ( * 63 ) - قصيرة عن طويلة : كوتاهى از ( مطلب ) طولانى ، خلاصه كلام ، كوتاه سخن . ( * 1 / 63 ) - مجاجه اوداج : خون رگهاى گردن . مجاجه : عصارهء شىء ، در اينجا كنايه از خون است . اوداج : به فتح اول ، جمع ودج ، شاهرگها ، رگهاى گردن . ( دهخدا ) . ( * 64 ) - نهزهء بوار : صيد نيستى و هلاكت . نهزه : به ضم اول نهزت : صيد / بوار : نيست شدن ، هلاك گشتن . ( * 65 ) - تاريخ بلعمى حكايت را چنين بيان كرده است : " پس افريدون بمرد و هرسه پسر به پادشاهى بنشستند . آنگاه تور و سلم عهد بشكستند و به برادر كهتر حسد بردند . . . با او حرب كردند و او را بكشتند و جهان به دو نيم كردند . . . گروهى گويند كه چون برادران ايرج را بكشتند افريدون زنده بود و گفت يا رب مرا مرگ مده تا از فرزندان ايرج كسى را ببينم كه كين ايرج از برادران بخواهد " . ص 31 . البته قول دوم صحيحتر مىنمايد باتوجه به اينكه در شاهنامه فردوسى نيز ذكر شده كه فريدون تا بعد از كينخواهى منوچهر از سلم و تور زنده بوده است . شاهنامه كهن هم نظر دوم را بيان كرده است : " چون سر ايرج به كاخ فريدون رسيد ، چنان رستخيزى بهپا شد كه جهان را در چشم فريدون تاريك ساخت . از تخت فرود آمد و سر را برهنه كرد و جامه بر تن دريد " ص 63 .